X
تبلیغات
منکه قراره بمیرم کاش توکربلابمیرم.

منکه قراره بمیرم کاش توکربلابمیرم.

منکه قراره بمیرم کاش توکربلابمیرم.

کانون محبّت

دل،واله ی نهضت حسین است/جان،محوحقیقت حسین است

دلهای همه خداپرستان/کانون محبّت حسین است

شدکشته که عدل ودین نمیرد/این سرّشهادت حسین است

اوّل زجوان خودگذشتن/مصداق عدالت حسین است

[ شنبه نوزدهم آذر 1390 ] [ 20:47 ] [ من وهمسرم ] [ ]

آسیبهای محرّم

                                        بسم ربّ الحسین

          دوباره محرّم....

                                 ودوباره

            آن حماسه ی عظیم عاشورای حسین(ع).....

 

"آنان که رفتندکاری حسینی کردندوآنان که ماندندبایدکاری

 زینبی کنندوگرنه یزیدی اند".

دوباره محرّم....

ودوباره آن حماسه ی عظیم عاشورای حسین(ع)....

ودوباره حس میکنم بایدحرفی زد،بایدکاری کرد....

حسین(ع)رفت باتمام شکوه وعظمتش،باتمام قداستش،

باتمام حقّانیتش....رفت تادین جدّش برقراربماند.

ومن که مانده ام،دراین محرّم،دراین شبهای عزاداری امام،

اطرافم رامینگرم وصداهای اطرافم رامیشنوم....

میلرزم ازهراس....که ماچه میکنیم؟!به کجامیرویم؟!

بادین جدّامام حسین(ع)چه میکنیم؟چه تصویری از"شیعه"

به دنیاارسال میکنیم؟ما،به راستی چه تصویری ازحسین(ع)،

عبّاس علمدر،زینب کبری(س)ودیگران داریم؟

ازپیام عاشورای حسین(ع)چه میداندآن که قلّاده ی سگی به

گردن می اندازدودرمجلس عزای سالارآزادگان،حرمت این خاندان

وآن غایب همیشه حاضررانادیده میگیردوپارس میکندکه

:"من سگ حسینم!من سگ زینبم!"

وازآن سومیشنویم که جدّگرانقدرهمین حسین(ع)وزینب(س)

فرموده است:من برای کامل کردن مکارم اخلاقی برگزیده شدم.

وحسین(ع)درآن هنگامه ی خون وشمشیرفریادبرمیداردکه:

"هیهات منّاالذّلّة"ومیبینیم که حسین(ع)درلحظات آخرخطاب به

لشکریانی که به سوی خیمه هایش میتازندفریادمیزند:

"اِن لم یکن دین ولایخافون المعاد،فکونوااحرارأفی دنیاکم"؛

"اگردین نداریدوپروایتان ازروزقیامت نیست،لااقل دردنیایتان

 آزاده باشید."

آری!حسین(ع)آزاده ایست که آزادگی راحتّی به

دشمنش توصیه میکند.اوچگونه میپسنددکه شیعه اش،

ازمقام والای انسانی به مرتبه ی سگ بودن تنزّل کند؟؟!

ازمقام عبّاس چه میداندآن کس که برای گرفتن اشک از

عزاداران پرشور،به جای حیای عبّاس،به جای وفای عبّاس،

وبه جای ارادت عبّاس به امامش،به برادرش،ازچشم وابروو

بروبازوی عبّاس میگوید؟!این اهانتی آشکاراست به علمدار

کربلاکه به خاطرچشم وابرویش دوستش بداریم!

مگروجوه شخصیتی عبّاس علمدارآن قدرنازل است

که برای ارادت به اومتوسّل به چشم وابروی زیبایش

شویم؟!مگرزیبایی حقّانیت می آورد؟!

نه....عبّاس آنقدربزرگواراست که زیبایی توصیف شده اش

هم تحت تأثیربزرگواری وحیاووفایش به امامش معنامی یابد.

موضوع دیگرکه همیشه مرابه تأمّل برمی انگیزد،تصاویر

ساختگی ائمّه ی اطهاراست که توسّط افرادناباب وناآگاه

 به تصویردرآورده شدوهدف خیری قطعأنداشتندلازم است

بیاییدفکرکنیم چرااین تصاویرکه هیچ کدام درشأن آن

بزرگواران نیستند،دراین طیف وسیع درجامعه منتشرمیشوند؟

این موضوعی بدیهی است که:اگرمیخواهیدقداست چیزی

راازبین ببرید،آن رادردسترس عامّه قراربدهید....ازاین راهگذر

است که درمی یابیم انتشاراین تصاویرتاچه حدقداست

ملکوتی آن بزرگواران راتحت الشّعاع قرارداده است،

تصاویری که شأن ائمّه ی اطهارراتاحدّیک انسان

معمولی پایین می آورد....

آری"دشمن اگربخواهدبه فرهنگ شیعه تهاجم کند،

این کارراهمه جانبه انجام خواهدداد."وما.....به کجامیرویم؟

(دقّت کنیم که دشمن ارزشهارازیرسؤال نبرد)

یکی ازصحنه های عزاداری که متأسفانه ازسیمای

 جمهوری اسلامی پخش شد،مرابیشتربه این فکر

فروبردکه:به راستی،به کجامیرویم؟

قبلأچنین صحنه هایی راکه عزاداران درآن برهنه میشوند،

فقط درسی دی هامیشددیدولی تاسوعای

(۱۳۸۴هجری شمسی)باکمال ناباوری ازصفحه ی تلویزیون

 مواردی دیده شدکه آه ازنهادم برخاست که الحمدلله

 اکنون باگذشت چندسال این انحرافات ازرسانه ی ملّی

 برداشته شدخداکنددرتمام جوامع برداشته شود

تاحقّ اهل بیت(ع)اداشود.

ماازپیام های عاشوراکه یکی ازآنها"حیاوحجاب"است،

چه میدانیم؟مگرواقعه ی عاشورافقط برای این اتّفاق افتاد که

 تاظهرعاشوراعزاداری کنیم،گریه کنیم،برسروسینه بکوبیم وپس

 ازآن،طلبکاررحمت بی قیدوشرط خداباشیم؟!

وقتی میشنویم که امام حسین مادرلحظه ی رفتن به

میدان،لباسی کهنه میپوشد(به روایتی دیگر،زیرلباس خود

لباس کهنه ای میپوشد)به چه علّت؟میشنویم که

به زینب ـ این سفیرکربلا ـ میگویداین جماعت"بی حیا"

هستند،اگراین لباس بی ارزش برتنم باشد،پس ازکشتن

من،به طمع ارزش آن،مرابرهنه نخواهندکرد....

وازاین سو...عزاداران حسینی!جلوی دوربین فیلم برداری

به راحتی برهنه میشوندوانگاربه این کارخودافتخارهم میکنند!

 فقط تصوّرکنیداگرمااعتقادقلبی به این نکته داریم که

امام زمان(عج)درمراسم عزاداری جدّگرانقدرشان حضوردارند،

آیااین برهنگی توهینی به ایشان وجدّبزرگوارشان،امام

حسین(ع)نیست؟

آیااین برهنگی باهیچ منطقی توجیه پذیراست یافقط

 بهانه ای به سرویس های خبرگزاری تادندان مسلّح

علیه شیعه،تقدیم میکنددرجهت زیرسؤال بردن

هرچه بیشترفرهنگ شیعه؟!

میلرزم ازخشم خدابادیدن این همه انحرافات که

درمراسم عزیزترین مخلوق خدا،خون خداایجادمیشودو

کسی فکری برای آن نمیکند....میترسم که امام حسین(ع)

عنایتش راازهمه ی مادریغ کند،میترسم که امام زمان(عج)

این صحنه هاراببیندودیگردعای"عجّل علی ظهورک"راازمانپذیرد.

هنگامیکه اتّفاقأشبهای عزاداری،گذارم به خیابان هامی افتدو....

انگارهمه میدانیدکه جمله راچگونه میخواهم ادامه دهم....

ازچه میخواهم سخن بگویم،چه تصویرهایی رامیخواهم

پیش چشمان شمازنده کنم...میدانید....

دخترهارابالباس های آنچنانی وحجاب آنچنانی تر،که

مثلأبرای دیدن عزاداری امامشان آمده اند!

متأثّرمیشوم وقتی صحنه هایی رامیبینم که مسلّمأ

همه ی شمادراینگونه مجامع شبانه یاروزهای محرّم،

بسیاردیده اید....

به یادمی آورم درسال های گذشته ،حتّی آنهاکه

 به حجاب مقیّدنبودنددرایّام محرّم ورمضان سعی

میکردنددرانظارعمومی دیده نشوندیاپوشیده تربه مجامع

 عمومی قدم بگذارند.ولی امروز؟!

واقعأچگونه میتوانیم جوابگوی زینب(س)این زبان

گویای کربلاباشیم؟...

درددیگرآن است که میبینم ومیشنوم مدّاح محترم

برای اینکه جماعت رابه حال شوروهیجان درآورد،

پشت میکروفن چه نعره هامیکشد،میفهمم که از

محرّم وعاشورابرای مافقط جنبه ی شورآفرینی اش

مهم است....بامعرفت عاشوراکاری نداریم!فقط اشک

میخواهیم!معرفت همراه اشک به کارمان انگارنمی آید! 

این همه روایت که دراستحباب اشک ریختن برشهیدکربلا

واردشده است،درمورداشکی است که دراثرشناخت

مقام والای امام حسین(ع)ویارانش وفهم مصیبتی که برای

آنهابه وجودآمده،جاری شود....واقعأاشک برحسین(ع)باما

چه میکند؟واشک برحسین(ع)بایدباماچه کند؟....

به راستی کدام یک ازما ـ شیعیان مدّعی عزاداری امام

حسین(ع) ـ پس از محرّم آنچنان تحت تأثیرحماسه ی عاشورا

وشجاعت یاران مخلصش،منقلب شده ایم که حسین(ع)

راالگوی واقعی وامام خودقراردهیم؟کدامیک ازماتصمیم

گرفته ایم،که آزادگی حسین راسرلوحه ی زندگی خود

قراردهیم؟زیربارظلم نرویم،حرف زوررانپذیریم،باحیاباشیم

ودرهیچ برهه ای اززندگی،تحت هیچ

شرایطی"حقیقت"رافدای"مصلحت"نکنیم؟...به راستی

ماچگونه به خوداجازه میدهیم نام دوستدارامام حسین(ع)

رابرخودبگذاریم درحالیکه هیچ یک ازخواسته های این

امام رااجابت نمیکنیم؟!

درددیگرآن است که چراازامام حسین(ع)تصویریک انسان

ناچاربرایمان تصویرمیشود؟آن هم فقط برای اینکه اشک

مارادربیاورند....! 

 راستی چراهروقت سخن از"عقیله ی بنی هاشم"

زینب(س)،می آید،زنی درنظرمان مجسّم میشودکه

بالباسهای خاک آلوددربیابان درحال دویدن به این سوو

آن سووگریه وزاری است؟!

 چراعلی(ع)رادرزینب(س)نمیبینیم؟چراعلی(ع)رااززینب(س)

نمیشنویم؟چرادرک نمیکنیم که زینب(س)وحسین(ع)

وعبّاس(ع)واکبر(ع)،برای تاسوعاوعاشورای سال ۶۱ هجری

"آفریده"شده اند؟قاسم وعلی اصغر(ع)ورقیّه(س)

برای محرّم پرورده شده اند....

حماسه ی عاشوراهدف خداونداز"خلقت"بودکه به

 فرشتگان ثابت کند:"انسان یعنی این...."خداخواست به

وسیله ی این نمایش غم انگیزوتأمّل برانگیزبه فرشتگان

بفهماندکه انسان میتواندبه مقامی برسدکه لایق

عشق خداشود،شایسته ی اینکه خونبهایش خودخدا

باشد،سزاوارآنکه"خون خدا"شود....وحسین(ع)ثارالله است،

خون خدا....وازاعماق وجودبپذیریم که حسین(ع)مصداق

جاودانه ی این حدیث قدسی است:

 من طلبنی،وجدنی       آنکه مراطلب کند،مرامی یابد

ومن وجدنی،عرفنی      وآنکه مرابیابد،مرامیشناسد

ومن عرفنی،أحبنی       وآنکه مرابشناسد،دوستدارمن شود

ومن أحبنی،عشقنی      وآنکه مرادوست بدارد،عاشق من

                                    میشود   

ومن عشقنی،عشقته    وآنکه عاشق من شود،من نیز

                                    عاشق اومیشوم

ومن عشقته،قتلته        وآنکه من عاشقش شوم،میکشم اورا

ومن قتلته،فعلیّ دیّته    وآنکه من اورابکشم،خونبهایش

                                   برعهده ی من است

ومن علیّ دیّته،            وآنکه خونبهایش برعهده ی من باشد،

فأنادیّته                        پس،خودمن خونبهای اوهستم....

 

این جلوه گاه عشق است      کی کوفه یادمشق است؟

 

نویسنده:

سرکارخانم انسیه خردجو

(خواهرشهیدان،کیومرث ومسعودخردجو)

 

 

[ جمعه یازدهم آذر 1390 ] [ 16:11 ] [ من وهمسرم ] [ ]